اولياء الله آملى
182
تاريخ رويان ( فارسى )
معرض تلف ماند و مردم به ستوه آمده بودند . هرجا كه اسفاهيى و برناپيشهاى و عيارى بود ، متوجه امير مسعود گشتند و دست نواب خراسان از سبزوار بربستند . چندانكه به قدر ، تمكين حاصل كردند ، از شهر بيرون آمدند و بر سر امراى ترك و متغلبان ديگر « 1 » تاختن مىبردند . و اموال و نفايس بسيار جمع كرده ، لشكرى آراسته گردانيدند و به هرطرف كه نزديكتر بود متوجه مىشدند و مردانگى مىنمودند . بنابر آنكه امير مسعود ، در ميان نوكران و اصحاب ، خود را همچو يكى از ايشان مىداشت و در تصرف اموال ، خود را بر ديگران تفضيل نمىنهاد و با خلق طريقهء صلاح و سداد و راستى مىبرزيد ، نوكران به جان از او بازنمىماندند و به هرطرف كه مىفرمود « 2 » مظفر و منصور بود . تا چند نوبت با امراى اتراك كه در آن نواحى بودند ، مثل ارغونشاه و برادران و غيرهم حرب كردند ، ظفر او را بود و ذكر آن وقايع على حده از تطويلى خالى نباشد . و يك نوبت كه بعد از آن بلاد خراسان ، از حدود جام و با خرز تا حد مازندران او را مسلم شد ، با ملك معين الدين حسين هروى اتفاق ملاقات افتاد و مدت سه شبانروز ميان ايشان مصاف قايم بود ، تا در آن ميان ، ايشان شيخ حسن جورى را كه شيخ و مقتداى خراسانيان بود و امير مسعود مريد و معتقد او بود ، به قتل آوردند و از آن سبب هزيمت براين طايفه افتاد . و از كسانى كه در آن واقعه حاضر بودند ، شنيدهام كه در آن مصاف هفت هزار نفس از جانبين كشته برآمدند و العهدة على الراوى « 3 » . امير مسعود از آنجا به ضرورت مراجعت كرده ، بىتوقف روى به حد
--> ( 1 ) - در اصل : متغلبان ترك . ( 2 ) - به هرطرف كه مىرفت . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 72 . ( 3 ) - مطالب و جملههاى بالا را سيد ظهير الدين تغييرات كمى داده و در تاريخ طبرستان ص 72 آورده است .